تبليغاتX
جنبش راه سبز . کوروش کبیر

ادم کوروش خشای ثی ی هخامنشی ی

درباره وبلاگ
روزگاری همه ارزو میکردند ایرانی باشند و امروز روزی است که مردم ایران به پاخاسته اند که ایران را به جایگاه حقیقی خود برسانند و نشان دهند اگر بزرگی میمیرد بزرگان دیگر جای ان را میگیرند تا با دادن خون سرخ خود سبزی زندگی و سفیدی صلح و ازادی را به وطن هدیه کنند.
امید است روزی فرارسد که ایرانی سبز سبز سبز داشته باشیم.
پیوندها
طراح قالب

Powered By
BLOGFA.COM
فری پایت (اشک چهارم)

فری پایت بعد از پدر بر تخت نشست و مدت پانزده سال پارت را در ارامش اداره کرد. از اوضاع کشور در زمان وی غیر از ارامش حاکم بر پارت اطلاعات زیادی در دست نیست. فری پایت پس از 15 سال سلطنت از سال 196تا سال 181 ق.م درگذشت.

 نوشته شده توسط نسیم |  
 اولین کاری که در روز قیامت به ان رسیدگی می شود خون های به نا حق ریخته شده است.     

                     پیامبر اکرم (ص)

 نوشته شده توسط نسیم |  
اردوان اول (اشک سوم)

اردوان پس از پدر به سلطنت رسید. اولین اقدام وی لشکرکشی به همدان بود. پس از تصرف همدان توسط اردوان انتیوخوس سوم (کبیر) لشکری نیرومند به سوی شرق فرستاد تا ایالات از دست رفته را بازگرداند . وی پس از گذشت از کوه های زاگرس به طرف همدان رفت و توانست همدان را از اردوان پس بگیرد و پس از تصرف همدان خسارات زیادی به معبد اناهیتا  وارد اورد. سپس به سمت شرقحرکت کرد و به سبب کمبود اب در این قسمت وی و لشکریانش با مشکل مواجهه شدند ولی با این وجود ان تیوخوس موفق شد صد دروازه را نیز تصرف کند.

طی این مدت اردوان سپاه خود را به سوی گرگان برد تا در صورت لزوم بتواند از سکاها یاری بگیرد. همین امر سلوکیان را مجبور کرد به سمت گرگان حرکت کنند. پس از ورود سلوکیان به گرگان جنگ میان دو سپاه در گرفت و مدت طولانی ادامه یافت تا جایی که ان تیو خوس تصمیم گرفت با ادوان وارد مذاکره شود. ان تیو خوس از اردوان خواست تا در ازای پذیرفتن استقلال پارت او را در جنگ با باختر یاری کند. درباره ی پذیرفته شدن  این پیشنهاد توسط اردوان اطلاعاتی در دسترس نیست ولی به احتمال فراوان اردوان حاضر به پذیرفتن این پیشنهاد نشده زیرا قدرت ان تیو خوس به ضرر اردوان بود. همچنین مدتی پس از ان ان تیوخوس با باختر صلح کرد.

سپس ان تیوخوس سپاهش را برای جنگ با سکائیان اماده کرد و اردوان نیز مشغول سر و سامان دادن به اوضاع شرق شد.

سر انجام اردوان پس از 18 سال حکومت در سال 196 ق.م در گذشت.

 نوشته شده توسط نسیم |  
تیرداد(اشک دوم)

تیرداد ملقب به اشک دوم فرزند فری پایت و برادر کوچک ارشک اشکانی بود و پس از برادر به سلطنت رسید.

یک سال پس از به سلطنت رسیدن تیرداد بطلمیوس دوم در مصر به سلطنت رسید . وی به سمت اسیا لشگر کشید و توانست سلکوس برادر ان تیوخوس را شکست دهد و بسیاری از ممالک تحت سلطه ی سلوکیان از جمله اسور- بابل- شوش –پارس و ماد را تصرف کند . ولی به سبب شورش هایی که در مصر انجام میشد به اجبار به مصر بازگشت و این موضوع به تیرداد فرصت داد تا گرگان را تصرف کند.

سپس سلکوس با تشکیل سپاهی عظیم تصمیم گرفت به بارت حمله کند به همین علت در ابتدا تیرداد پارت را تخلیه کرد و به سرزمین سکاها رفت در انجا لشگری  تشکیل داد و پس از جلب حمایت دیودوت به پارت بازگشت و به جنگ با سلکوس پرداخت و توانست وی را شکست دهد. سلکوس مجددا سپاهی جمع اوری کرد و بار دیگر به پارت حمله کرد و این بار علاوه بر اینکه شکست خورد اسیر شد.

پس از این پیروزی شهر دارا به دستور تیرداد ساخته شد و به عنوان پایتخت تیرداد انتخاب شد. سپس تیرداد دستور تشکیل مجلس مهستان را داد. و برای اولین بار پس از سقوط هخامنشیان سکه هایی با تصویر یک شاه ایرانی ضرب شد که تصویر ارشگ روی ان بود.

سرانجام وی در سال 248 (ق.م) در گذشت و جنازه اش در ارامگاه خانوادگی اشکانیان در نسا به خاک سپرده شد.

 نوشته شده توسط نسیم |  
ارشک (اشک اول)

اشک اول موسس  سلسله ی اشکانی 250 سال ق.م می زیست . عده ای نسب او را از هخامنشیان می دانند (در زمان اردشیر سوم تمام کسانی از دودمان هخامنشی بودند کشته شدند. ولی یکی از فرزندان اردشیر دوم که مادرش رودابه دختر رئیس قبیله پارت بود زنده ماند زیرا رودابه که جان فرزندش را در خطر میدید او را به صورت پنهانی به سرزمین پدری خود برد و همین کودک از اجداد ارشک بوده است.)

اندره ورستاندیک در کتاب تاریخ امپراتوری اشکانیان با استناد به کتاب تاریخ ارمنستان اثر موسای خورن وی را از نسل ابراهیم پیامبر می داند.

پس از مرگ اسکندر سرزمین پاک ایران به دست سلوکیان افتاد . انان برای مردم ایجاد مشکل می کردند واز انها خراج سنگین میگرفتند در زمان ان تیوخوس دوم این مشکلات به اوج رسید و سبب شد مردم پارت به رهبری ارشک قیام کنند. پس از قیام پارت هیچگونه اقدام جدی برای سرکوب قیام از طرف ان تیخوس که فردی جاه طلب و فاسد بود صورت نگرفت و همین امر موجب شد که سرزمین پارت از قلمرو سلوکیان جدا شود.

ارشک دو سال حکومت کرد و سرانجام توسط یکی از نیزه دارانش زخمی برداشت و همین زخم موجب مرگ وی شد.

 نوشته شده توسط نسیم |  
اسکندر مقدونی2

اسکندر به امید این که داریوش و سپاهش در هگمتانه انتظار او را میکشند به سمت هگمتانه حرکت کرد ولی انجا متوجه شد که سپاه ایران به سمت شرق حرکت کرده است .اسکندر پس از ان به سمت دروازه شهر ری حرکت کرد در انجا مطلع شد که سپاه ایران به سمت شمال رفته تا از انجا به باختریان برسد زیرا عبور سپاه از کویر به سمت باختریان امکان پذیر نبود اما یکی از حاکمان شهرهای اطراف او را توقیف کرده و به او اجازه ی عبور نداد و این نیز خیانتی دیگر به داریوش بود که اسکندر را به پیروزی نزدیکتر میکرد  ولی اسکندر مطلع شد که که حاکم از کرده ی خود پشیمان شده و خود نیز به همراهی با داریوش به سمت باختریان حرکت کرده اما این خیانت سپاه ایران را خیلی عقب انداخت زیرا داریوش برای ایجاد سپاه جدید نیاز به زمان داشت. به هر حال سپاه مقدونی پس از مدتی حرکت متوجه شد که باقی مسیر را برای رسیدن به داریوش باید از کویر عبور کند و همین میتوانست باعث از بین رفتن تعداد زیادی از  سپاهیان اسکندر شود.

سرانجام پس از پیمودن مسیر طولانی در کویر و پشت سر گذاشتن سختی های مسیر سپاه خسته ی مقدونی به سپاه ایران رسید . همه تصور میکردند که اسکندر و یارانش شکست بخورند حتی خود اسکندر هم هیچ امیدی به پیروزی نداشت که ناگهان صحنه ای عجیب همه را متعجب کرد. سپاهیان ارابه ای دیدند که به سرعت از میدان جنگ فرار میکرد و بقیه ی سپاه ایران هم به یک باره تسلیم شدند اسکندر از حاضرین خواست ارابه ی داریوش را نشانش دهند و سربازان ارابه ی در حال فرار را نشانش دادندو اسکندر به همراه چند تن از سربازانش به تعقیب ان  پرداخت و وقتی ارابه ایستاد بدن بی روح و خونین داریوش را دیدند که توسط همان حاکم کشته شده بود .

و بار دیگر خیانت باعث شکست ایران در برابر قشون اسکندر شد و این پایان سلسله ی هخامنشی بود.

(برگرفته از کتاب قدم به قدم با اسکندر در ایران

                                                     اثر هارولر لمب)

 نوشته شده توسط نسیم |  
اسکندر مقدونی1

پس از مرگ فیلیپ پسرش اسکندر جانشین او شد. اسکندر در ان سالها بسیار جوان و جویای نام بود. او پس از رسیدن به قدرت درصدد ادامه دادن راهی که پدرش نا تمام رها کرده بود برامد. او با حمله به ایران اولین قدم را برای رسیدن به شهرتی که ارزویش را داشت برداشته بود.
اولین رویارویی اسکندر و داریوش سوم در جلگه ی ایسوس رخ داد. در این جنگ قشون اسکندر با محاصره سپاهیان ایران روبه رو شد و با وجود شرایط بدی که بر سپاهش حاکم بود مجبور به جنگیدن شد. در این جنگ با وجود اینکه سپاه ایران به پیروزی نزدیک شده بود یونانیهایی که در سپاه ایران حضور داشتند و سمت راست سپاه ایران را تشکیل میدادند به یک باره سپاه را ترک کردند و سمت راست سپاه ایران را خالی گذاشتند این قضیه موجب خشم گارد جاویدان شد. داریوش به محض دیدن این شرایط دستور عقب نشینی داد.

دومین رویارویی سپاه ایران و مقدونی در ساحل رود دجله در جنگ اربیل رخ داد. ابتدا سپاه ایران جنگ را اغاز کرد. در ابتدا جنگ به نفع سپاه ایران رخ داد و چیزی نمانده بود مقدونی ها مغلوب ایران شوند که اتفاقی غیر منتظره رخ داد این بار قسمتی از سپاه ایران که شامل اقلیت های نژادی بود خالی شد و افراد مذکور پا به فرار گذاشتند. این دومین باری بود که ایران با خیانت روبه رو می شد و داریوش بار دیگر مجبور شد دستور عقب نشینی دهد .

جنگ سوم بین قشون مقدونی و عشایر ساکن در کوه اولمپ رخ داد. ساکنان کوه اولمپ افرادی دلیر و شجاع بودند که به سپاه اسکندر اجازه ی عبور از منطقه را نمی دادند. اسکندر به انها پیشنهاد باج داد اما انها قبول نکردند. پس اسکندر مجبور شد با انها وارد جنگ شود. اسکندر همراه نیمی از سپاهش از سپاهش کوه را دور زد تا از پشت به عشایر حمه کنند باقی سپاه نیز از جلو به عشایر حمله کردند و عشایر دلیر که در محاصره سپاه اسکندر قرار گرفته بودند با وجود رشادت های فراوان شکست خوردند و راه برای سپاه مقدونی باز شد.

 قشون اسکندر پس از گذشت از سد عشایر به شهر پرسپولیس رسیدند انها تصور می کردند که در انجا با سپاه داریوش رو به رو شوند اما بر خلاف تصورشان شهر را کاملا بی دفاع یافتند و توانستند به راحتی وارد شهر شوند. یکی از همراهان اسکندر به نام اریان در خاطراتش می نویسد:نکته ی عجیب که در شهر پرسپولیس توجه را جلب می کرد بی نگهبان و بی محافظ بودن خزانه ها و جواهرات موجود در کاخها بود که بعد فهمیدیم ایرانی ها به هیچ عنوان به مال یکدیگر تجاوز نمیکنند و چشمی به مال و ناموس هم ندارند.

نکته ی جلب دیگر که اریان به ان اشاره کرده است شرکت نکردن زنهای ایرانی در جشن ها و خوشگذرانی های یونانیان بوده که بدلیل عفاف و پاکدامنی زنهای ایرانی بوده است.

در مورد اتش گرفتن شهر پرسپولیس در ان زمان هم روایات زیادی وجود دارد ولی انچه که به حقیقت نزدیکتر است به این ترتیب است که اسکندر پس از تصرف شهر جشنی بر پا میکند ودر ان شب به دلیل زیاده روی در نوشیدن مست میکند و به تحریک معشوقه اش تائیس شهر را اتش میزند.     

 نوشته شده توسط نسیم |  
من در کربلا چیزی جز زیبایی ندیدم.

                                       حضرت زینب(س)

 نوشته شده توسط نسیم |  
حسین (ع) بیشتر از اب تشنه ی لبیک بود ‌‌‌. افسوس که بجای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی ابی نامیدند‌.

                                                       (دکتر علی شریعتی)  

 نوشته شده توسط نسیم |  
داریوش سوم

کودمان یازدهمین شاه هخامنشی معروف به داریوش سوم است .

داریوش سوم پسر ارسان بود و ارسان نوه ی داریوش دوم بود. نام مادر داریوش سی سی گامبین بوده است.

پس از قتل عام اردشیر سوم کودمان تنها شخص به جا مانده از خاندان هخامنشی بود پس به ناچار به پادشاهی برگزیده شد.

داریوش در اولین اقدام پس از رسیدن به سلطنت قاتل ارسس را به قتل رسانید.

داریوش شاهی بود شرافتمند که تا اخرین نفس در مقابل قشون اسکندر ایستادگی کرد ولی به سبب بد اقبالی هر بار که در مقابل انها قرار میگرفت شرایط طوری به وجود می امد که مجبور به عقب نشینی میشد. سرانجام داریوش به دست چند تن از اطرافیانش کشته شد. با مرگ داریوش حکومت220 ساله ی هخامنشیان در ایران به پایان رسید.

کوروش کبیر با پایه گذاری سلسله ی هخامنشی توانست ایرانی قدرتمند بسازد و عظمت و شکوه را به ایرانیان هدیه کند ولی این شکوه کم کم جای خود را به خیانت و برادر کشی داد.

به گفته برخی مورخین هر کسی به غیر از اسکندر نمیتوانست ایران را حتی در ان شرایط شکست دهد.

به نظر من ایران در برابر اسکندر شکست نخورد بلکه عامل اصلی شکست ایران خیانت بود.

 نوشته شده توسط نسیم |  
ارسس

ارسس دهمین پادشاه هخامنشی است. نام پدرش اخس (اردشیر سوم) و نام مادرش اتوسا است.

ارسس هخامنشی در سومین سال سلطنتش توسط خواجه ای که در رسیدن به تخت شاهی به او کمک کرده بود کشته شد.

این خواجه ارسس را که کوچکترین پسر اردشیر بود به تخت نشاند و تمام برادرانش را از بین برد تا بتواند کاملا روی ان تسلط داشته باشد.ارسس وقتی از این موضوع مطلع شد تصمیم گرفت خواجه را از بین ببرد ولی خواجه پیش دستی کرد و ارسس را به قتل رساند.

 نوشته شده توسط نسیم |  
اردشیر دوم

اردشیر دوم هشتمین پادشاه هخانشی معروف به اردشیر با حافظه است. نام پدرش اخس و نام مادرش پروشات و نام همسر این شاه استاتیرا است.

ارشک(اردشیر دوم) شاهی بود بسیار ملایم ،تنبل ، راحت طلب و بسیار خوش اقبال.

اردشیر از اغاز سلطنتش با سوء قصد مادرش و برادرش کوروش رو به رو شد . می گویند در روز تاجگذاری اردشیر، کوروش قصد جان اورا کرد ولی اردشیر از این قضیه اگاه شد و دستور داد کوروش را بکشند ولی به اسرار پروشات از جان او گذشت و به او دستور داد به ایالت خود برگردد. کوروش پس از برگشتن به لیدیه با تشکیل سپاهی به جنگ با اردشیر رفت و با وجود شایستگی هایی که داشت مغلوب اردشیر شد. نکته ی جالب این جنگ حضور گزنفون تاریخ نویس یونانی در سپاه کوروش بود. بسیاری از مورخین کوروش را شایسته تر از اردشیر برای پادشاهی میدانستند.

سرانجام اردشیر پس از62 سال حکومت در سن 94 سالگی در گذشت و جسدش در پارسه دفن شد.   

 نوشته شده توسط نسیم |  
داریوش دوم

اخس هفتمین پادشاه هخامنشی است و لقبش داریوش دوم است. نام پدرش اردشیر درازدست و نام مادرش کسمارتیدین است.

حکومت اخس شباهت زیادی به حکومت جدش خشایارشا داشت. زنان شدیدا در امور کشور دخالت میکردند.پروشات بانوی معروف هخامنشی که نقش زیادی در تضعیف حکومت بزرگ هخامنشی داشت همسر همین شاه هخامنشی است و جالب است بدانید پروشات خواهر اخس نیز بوده است. دخالت های نابجای پروشات که همگی برای رسیدن به خواسته های خودش بود ایران را روز به روز ضعیف تر میکرد.

اخس به سپاهیانش توجهی نمیکرد و سپاه ایران که روزی عظیم ترین و قدرتمندترین سپاه جهان بود تبدیل به سپاهی ضعیف شده بود که توجهی به فرمان های شاه نداشتند.

سرانجام اخس هخامنشی پس از 20سال حکومت که هیچ گونه لایق ایران و مردمش نبود درگذشت و جنازه اش در کنار اجدادش در کوه رحمت دفن شد.

 نوشته شده توسط نسیم |  
خشایارشا دوم

خشایارشا دوم ششمین پادشاه هخامنشی پسر اردشیر درازدست و داماسپیا است. حکومت خشایارشا 45 روز بیشتر طول نکشید  و او توسط برادرش سغدیان که با الوگونه یکی از همسران غیر عقدی خشایارشا همدست شده بود شبانه  کشته شد و  جنازه اش برای دفن به پارسه برده شد و همراه جنازه ی پدر و مادرش در ارامگاه خانوادگی اردشیر به خاک سپرده شد.

پس از کشته شدن خشایارشا سغدیان خودش به پادشاهی رسید. سغدیان فرزند الوگونه است که پس از مرگ اردشیر همراه با دیگر زنان حرمسرا به خشایارشا رسیده بود. سغدیان پس از رسیدن به حکومت خواجه ای بغ راز نام که در بین سپاهیان محبوب بود را به قتل رسانید و دلیل این کارش کینه ای بود که از او به دل داشت. سپاهیان هم همراه با اخس دیگر پسر اردشیر به سغدیان که هم بغ راز را کشته بود و هم برادر کشی کرده بود حمله کردند و او را از حکومت برکنار کردند و اخس را به پادشاهی رساندند . اخس نیز سغدیان را به اطاق خاکستر انداخت و نابودش کرد و دلیل این گونه کشتن سغدیان توسط اخس این بود که قسم خورده بود دستش را به خون هیچ پارسی الوده نکند.

از اینجا بود که حکومت بزرگ هخامنشی به طرز چشم گیری ضعیف شد و برادران برای رسیدن به مقام شاهی حاظر بودند یکدیگر را نابود کنند. 

 نوشته شده توسط نسیم |  
اردشیر اول

اردشیر اول پادشاه پنجم هخامنشی معروف به اردشیر دراز دست است. نام پدرش خشایارشا و نام مادرش امس تریس است. امس تریس دختر هوتانه یکی از همقسمان داریوش در قضیه ی گئومات است.

اردشیر فردی بود رعیت پرور و عادل و اساس حکومتش بر خلاف حکومت پدرش بوده است. پلوتارک می گوید: اردشیر از حیث رافت و جوانمردی سرامد پادشاهان هخامنشی بوده است.

اردشیر بر خلاف خشایارشا به خواسته های زنان توجهی نمیکرد و زنانش نفوذی بر وی نداشته اند اما مادرش امس تریس نفوذ زیادی بر اردشیر داشته است. وی در بابل زندگی میکرد و نام همسرش داماسپیا است که فقط یک پسر به نام خشایارشا داشته است ولی اردشیر از زنان غیر عقدی خود 17 پسر داشته است.

از مهمترین وقایع رخ داده در زمان اردشیر شاه میتوان به بیماری طاعون که تقریبا سراسر ایران را فراگرفته بود اشاره کرد که اردشیر در پی وقوع این اتفاق از بقراط طبیب معروف یونانی دعوت کرد که به ایران بیاید ولی وی دعوت اردشیر را رد کرد و به او گفت: من درمان مردم پارسی که از دشمنان یونانی ها هستند را وظیفه ی خود نمیدانم.

سرانجام اردشیر پس از 40 سال حکومت در سال 424ق.م در گذشت و بدنش به دل کوه رحمت سپرده شد.    

 نوشته شده توسط نسیم |  
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
امکانات
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنید!   ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها!   لینک RSS

Copyright © 2006 All Rights Reserved by kuroshebozorg.Blogfa.com